۱۸ اوت ۲۰۲۶ــ بر اساس مطالعه جدیدی از هند که قرار است در نشریه Nutrition & Diabetesمنتشر گردد، رژیم غذایی لاکتو-وِجترین همراه با «غذاخوردن محدود به زمان(TRE)» ۱۴ساعته، در مقایسه با مراقبت معمول دیابت، پیامدهای متابولیک را در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ بهطور معناداری بهبود میدهد. این مطالعه نشان داد که رژیمهای غذایی سازگار با فرهنگ افراد، در ترکیب با غذاخوردن محدود به زمان، شایسته بررسیهای بیشتری برای کمک به مدیریت دیابت نوع ۲ هستند.
پیشینه
دیابت نوع ۲ یک بیماری متابولیک مزمن است که بهتدریج پیشرفت میکند، اما در صورت مدیریت نامناسب میتواند پیامدهای جدی داشته باشد. از سوی دیگر زنان ممکن است بهدلیل مجموعهای از عوامل، بیش از مردان تحتتأثیر این بیماری قرار بگیرند.ازجمله این عوامل میتوان به سهم بیشتر زنان در مسئولیتهای مراقبتی و درنتیجه، زمان کمتر برای مراقبت از خود ــ ازجمله برنامهریزی غذایی ــ و همچنین فعالیت بدنی کمتر اشاره کرد. علاوه بر این، تغییرات هورمونی در طول زندگی که در همه زنان رخ میدهد، بر توزیع چربی بدن و حساسیت به انسولین اثر میگذارد. همچنین، ابتلا به دیابت بارداری خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ را ۷ تا ۱۰ برابر افزایش میدهد.
مسئولیتهای خانوادگی و شغلی ممکن است در ایجاد استرس مزمن نقش داشته باشند. زنان همچنین بیشتر در معرض افسردگی و اضطراب قرار دارند. این عوامل میتوانند مسیرهای هورمونی و عصبی را فعال کرده و واکنشهای التهابی ایجاد کنند؛ مجموعه این فرایندها ممکن است افزایش قند خون را تشدید کند.
مدیریت دیابت معمولاً شامل اصلاح رژیم غذایی است. بااینحال، روزهداری طولانیمدت یا محدودیت شدید کالری ممکن است برای زنان هندی قابلتداوم نباشد؛ زیرا بسیاری از آنان همزمان نقشهای متعددی مانند اشتغال، مراقبت از اعضای خانواده و مسئولیت نگهداری از کودکان را بر عهده دارند.
فواید رژیم غذایی لاکتو-وِجترین
رژیم غذایی لاکتو-وِجترین هندی، فواید رژیمهای گیاهمحور را با پروتئین باکیفیت و کلسیم موجود در محصولات لبنی ترکیب میکند. رژیمهای گیاهمحور سرشار از فیبر، آنتیاکسیدانها و مواد فیتوشیمیایی هستند و در عین حال، معمولاً انرژی و چربی اشباع نسبتاً کمی دارند. این ویژگیهای غذایی با افزایش حساسیت به انسولین و کاهش استرس اکسیداتیو ارتباط داشتهاند.
فواید غذاخوردن محدود به زمان
غذاخوردن محدود به زمان، الگویی غذایی است که در آن دریافت غذا به یک بازه زمانی مشخص در هر روز محدود میشود. این روش با بهبود کنترل قند خون، کاهش چربی بدن و افزایش حساسیت به انسولین ارتباط داشته است.
مطالعات پیشین نشان دادهاند که برخی آثار متابولیک مرتبط با غذاخوردن محدود به زمان ممکن است حتی بدون محدودیت کالری نیز ایجاد شوند؛ اگرچه در مطالعه حاضر، دریافت انرژی در گروه مداخله کاهش یافته بود. الگوی ۱۶:۸، یعنی ۱۶ ساعت روزهداری و یک بازه ۸ساعته برای غذاخوردن، محبوب است؛ اما با میزان بالاتر ترک مطالعه، بهویژه در افراد مبتلا به دیابت نوع ۲، ارتباط داشته است.
در مقابل، گزارش شده است که الگوی ۱۴:۱۰، یعنی ۱۴ساعت روزهداری و یک بازه ۱۰ ساعته برای غذاخوردن، عملیتر، قابلپذیرشتر و در بلندمدت پایدارتر است و در عین حال، آثار متابولیک خود را حفظ میکند.
با توجه به زمان محدودی که زنان برای مراقبت از خود، برنامهریزی غذایی، فعالیت بدنی و پایش دیابت در اختیار دارند، محققان در پژوهش حاضر بررسی کردند که آیا رژیم غذایی لاکتو-وِجترینِ ساده، از نظر فرهنگی قابلپذیرش و پایدار، همراه با الگوی ۱۴:۱۰غذاخوردن محدود به زمان میتواند در مقایسه با مراقبت معمول دیابت، پیامدهای متابولیک زنان هندی مبتلا به دیابت نوع ۲را بهبود دهد یا خیر. اگرچه این دو روش پیشتر بهصورت جداگانه بررسی شده بودند، نویسندگان اعلام کردند که این مطالعه نخستین کارآزمایی تصادفیسازیشده و کنترلشدهای است که آثار ترکیبی آنها را در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ارزیابی میکند.
طراحی مطالعه
در این کارآزمایی چندمرکزی، تصادفیسازیشده، با برچسب باز و دارای گروههای موازی، ۹۶زن ۲۵تا ۶۰ساله مبتلا به دیابت نوع ۲ شرکت کردند. این افراد حداقل یک سال به دیابت نوع ۲ مبتلا بودند و دستکم سه ماه پیش از آغاز مطالعه، بطور پایدار تحت درمان با داروی خوراکی ضد دیابت بودند.
زنانی که انسولین دریافت میکردند، باردار یا شیرده بودند یا به سایر اختلالات غدد درونریز مبتلا بودند، همچنین زنانی که در مرحله غربالگری، سطحHbA1c آنها بالاتر از ۹درصد بود، از مطالعه کنار گذاشته شدند. پژوهشگران تعیین کردند که برای برخورداری مطالعه از توان آماری کافی، به نمونهای شامل ۹۰نفر نیاز دارد.
شرکتکنندگان بهصورت تصادفی در یکی از دو گروه قرار گرفتند: گروه مداخله یا گروه کنترل که مراقبت معمول دیابت را دریافت میکرد. در مجموع، ۹۰ شرکتکننده مطالعه ۲۴هفتهای را به پایان رساندند. میانگین سنی افراد در گروه مداخله ۴۶٫۲۷ سال و در گروه کنترل ۴۹٫۱۱ سال بود.
این مداخله تغذیه ای شامل پیروی از رژیم غذایی لاکتو-وِجترین همراه با یک دوره روزهداری ۱۴ساعته در هر روز بود. در این الگوی غذایی، ۱۵ تا ۲۰درصد انرژی از پروتئین و ۲۰ تا ۲۵درصد از چربی تأمین میشد. کربوهیدراتها ۵۰ تا ۵۵ درصد دریافت انرژی را تشکیل میدادند و بیشتر از غلات کامل و سایر مواد غذایی پرفیبر تأمین میشدند.
برای افزایش پایبندی بلندمدت، از مواد اولیه و غذاهای سنتی در برنامه غذایی استفاده شد. شرکتکنندگان همچنین برنامهریزی غذایی فردی، پیگیری منظم با متخصص تغذیه، پایش از طریق عکسِ وعدههای غذایی و در صورت نیاز، پشتیبانی تلفنی دریافت کردند.اندازهگیریهای بیوشیمیایی و تنسنجی در شروع مطالعه و پس از ۱۲و ۲۴هفته انجام شد.
تغییرات در دریافت انرژی و مواد مغذی
در ابتدای مطالعه، وضعیت دریافت انرژی، مواد مغذی و فیبر در هر دو گروه مشابه بود. در گروه مداخله، میانگین دریافت کالری حدود ۹درصد (۱۶۸کیلوکالری) نسبت به شروع مطالعه کاهش یافت. رژیم غذایی این گروه به سمت نسبت بالاتری از پروتئین و نسبت پایینتری از کربوهیدرات و چربی تغییر کرد و مصرف فیبر نیز حدود ۱۶درصد افزایش یافت. دادههای پیگیریِ رژیم غذایی تنها برای گروه مداخله گزارش شد.
پیامدهای متابولیک
پس از ۲۴هفته، شرکتکنندگانی که مداخله ترکیبی را دریافت کرده بودند، بهبودهای چشمگیرتری را در چندین شاخص متابولیک نسبت به گروه کنترل نشان دادند:
· کنترل قند خون:سطح HbA1cتنها در گروه مداخله کاهش یافت و به ۶.۵۳ درصد رسید، در حالی که این رقم در گروه کنترل ۷.۶۵ درصد بود (اختلاف میانگین تعدیلشده: ۱.۱۲- واحد درصد). سطح گلوکز ناشتا نیز در گروه مداخله کاهش قابلتوجهی داشت.
· وزن و شاخص توده بدنی (BMI): وزن گروه مداخله از ۷۶.۲۵ کیلوگرم به ۷۰.۹۳ کیلوگرم کاهش یافت، در حالی که وزن گروه کنترل از ۷۳.۶۹ به ۷۴.۴۳ کیلوگرم افزایش پیدا کرد. الگوی مشابهی برای BMI مشاهده شد.
· انسولین: سطح انسولین ناشتا و مقاومت به انسولین نیز بهبود یافت. به گفته نویسندگان، این موضوع با بهبود حساسیت به انسولین همراستا است، هرچند این مطالعه مستقیماً مکانیسم مسئول این تغییرات را تعیین نکرد.
· چربی خون: پروفایل لیپیدی (چربی خون) نیز در گروه مداخله بهبود یافت، هرچند این بهبود در مقایسه با تغییرات قند خون، نسبتاً اندک بود. در مقابل، شاخصهای لیپیدی در گروه کنترل در جهت نامطلوبی تغییر کرد.
پس از تعدیل بر اساس مقادیر پایه، این یافتهها همچنان پابرجا ماندند و طی تنها ۲۴هفته، تفاوتهای معناداری بین دو گروه در کنترل قند خون، مقاومت به انسولین، وزن بدن و شاخص توده بدنی (BMI) و نیز پروفایل لیپیدی مشاهده شد.
در میان پیامدهای مرتبط با قند خون، HbA1cبیشترین اندازه اثر استانداردشده را نشان داد که بیانگر کنترل بهتر بلندمدت قند خون است: این شاخص در گروه مداخله ۶٫۵۳ درصد و در گروه کنترل ۷٫۶۵ درصد بود؛ بنابراین، اختلاف میانگین تعدیلشده برابر با ۱٫۱۲واحد درصد به نفع گروه مداخله بود. گلوکز ناشتا نیز کاهش چشمگیری نشان داد.
ایمنی و مزایای ادراکشده
این مداخله بهطور کلی بهخوبی تحمل شد و عارضه جانبی جدی گزارش نشد (برخی موارد گذرا مانند سردرد یا خستگی مشاهده شد). اکثر شرکتکنندگان در گروه مداخله گزارش دادند که انرژی بیشتر، شفافیت ذهنی بالاتر، کنترل اشتهای بهتر و احساس تندرستی بیشتری داشتهاند.
محدودیتها
با وجود طراحی این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفیسازیشده (RCT) با محوریت زنان و ارزیابی پیامدها پس از چندین شیوه مداخلهای، این پژوهش با محدودیتهای متعددی مواجه است. نیاز به حضور بیشتر متخصص تغذیه جهت پایش وعدههای غذایی ممکن است بر قابلیت اجرا و مقیاسپذیری آن تأثیر گذاشته باشد. همچنین به دلیل مشاوره و نظارت فشرده تغذیهای، نمیتوان مشخص کرد که چه میزان از مزایای مشاهدهشده دقیقاً ناشی از رژیم لاکتو-وِجترین، روزهداری محدود به زمان (TRE)، کاهش دریافت انرژی، کاهش وزن، حمایت رفتاری یا ترکیبی از آنها بوده است.
ثبت نام از شرکتکنندگان از مراکز بالینی شهر پونا، ممکن است قابلیت تعمیمپذیری نتایج را محدود کند. طراحی مطالعه به صورت برچسب باز (Open-label) و ارزیابی رژیم غذایی بر اساس گزارشهای خودِ افراد، ممکن است منجر به بروز سوگیری شده و در عین حال، با افزایش آگاهی نسبت به الگوهای غذایی، ناخودآگاه باعث تغییرات رفتاری در آنها شده باشد. همچنین، کنار گذاشتن زنانی که سطح HbA1cآنها بالای ۹درصد بود، افراد تحت درمان با انسولین و مبتلایان به برخی بیماریهای غدد، قابلیت تعمیم نتایج را محدودتر میکند.
حجم نمونه نسبتاً کوچک، امکان انجام تحلیلهای دقیق زیرگروهی را محدود کرد و از آنجایی که این گروه تنها شامل زنان بود، نمیتوان یافتهها را به مردان تعمیم داد. علاوه بر این، دوره ۲۴هفتهای مطالعه باعث گردید که پایداری و اثربخشی بلندمدت این مداخله همچنان نامشخص باقی بماند.
نتیجهگیری
این یافتهها نشان میدهند که ترکیب الگوی غذایی لاکتو-وِجترین (لبنیات-گیاهخواری) با روزهداری ۱۴ساعته در روز، برای این نمونه از زنان هندی مبتلا به دیابت نوع ۲، در طول دوره ۲۴هفتهای مطالعه، امکانپذیر و از نظر متابولیک مؤثر بوده است. این مداخله همچنین منجر به کاهش وزن بدن و شاخص توده بدنی (BMI) شد و بهطور کلی به خوبی توسط شرکتکنندگان پذیرفته شد؛ بهطوری که در این مدتِ نسبتاً کوتاه، هیچ عارضه جانبی جدی گزارش نگردید.
این نتایج، ضرورت انجام تحقیقات بیشتر در زمینه مداخلات سبک زندگی متناسب با جنسیت (Sex) و نقشهای جنسیتی (Gender) را برای بیماریهای متابولیک تأیید میکند.
«تغییرات هورمونی در طول دوران زندگی، مسئولیتهای مراقبتی (از خانواده و فرزندان)، وابستگی مالی و فرصتهای محدود برای خود مراقبتی، تداوم مدیریت بیماری را دشوارتر میکند. مداخله حاضر که از الگوهای غذایی آشنا با فرهنگ منطقه و برنامه روزهداری منعطف استفاده میکند، میتواند روشی دردسترس را با استراتژیهای متناسب با نیازهای زنان ارائه دهد.»
منبع:
https://www.news-medical.net/news/20260818/Women-with-type-2-diabetes-saw-striking-changes-after-24-weeks-of-this-eating-pattern.aspx